جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
268
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
وليعهد كه در آن موقع سرگرم فتح و تسخير كامل خراسان بود با لشگريان خود وارد ميدان شد و سرخس را تصرف و ويران كرد و بيشتر سكنهء آنجا را از بين برد و بقيه را هم اسير كرد و به مشهد آورد « 1 » . در آنجا نفرى چهار ليره آنها را به تيرهء يولتان كه از منسوبان طايفهء سالور بودند فروخت و بعضى از ايشان هنوز در سرخس اقامت دارند و جمعى از آنها در زهرهآباد كه در ساحل ايرانى رودخانه در قسمت عليا واقع است زندگى مىكنند ، ولى اين تيره در روزگار جديد بدون اهميت افتادهاند . سرخس جديد - بعدا گويا در سال 1850 ايرانىها براى اينكه آن پست سرحدى را در مقابل تاختوتازهاى بىدريغ تركمنهاى مقيم حدود مرو محافظت كرده باشند قلعهء بزرگى به شكل چند پهلو در آنجا ساخته و بيست و چهار برج در اطراف آن برپا داشته و بر راس آنها توپهائى كهنه و فرسوده نصب كرده بودند و آن در سمت چپ ساحل غربى تجن و در نيم ميلى اين رودخانه واقع بوده . آقاى دوبلوكويل « 2 » عكاس تيرهبخت فرانسوى كه همراه لشگر ايران در سال 1860 به مرو رفته بود و در خورشيد خان كاله قطعهقطعهاش كردند در دست تركمنها اسير افتاد و او را يك سال و نيم زندانى كرده بودند از سرخس عبور نموده و تعريف قلعه جديد را قلمى ساخته بود .
--> ( 1 ) - بعد از سقوط قوچان عباس ميرزا رو به سرخس آورد و آنجا را به كلى از مدافعان خالى يافت و بىدرنگ تسخير نمود . وى كه از پيشنهاد ابتدا 150000 و سپس 200000 تومان تنخواه از جانب اهالى آزرده شد و آن را رد كرد درصدد برآمد كه اين لانهء آدمدزدى را به كلى از ميان بردارد . پس آنجا را محاصره و برقآسا تسخير نمود بهطورى كه در ظرف تقريبا يك روز به تصرف او درآمد . دستور داد شهر را غارت كردند و سپس به آتش كشيدند . بسيارى از سكنهء آن مقتول و سه هزار نفر نيز اسير شدند . غنايم آن محل بسيار گرانبها و غيرقابل حساب بود شايد ميزانش بيش از هر محل تسخير شدهء ديگر در دوران اخير بوده است . در واقع چندين كيسه طلا و انبوه اجناس قيمتى از هر نوع . براستى كه آنجا دخمهء غارتگران به نحو اعلى بود و فقط مبالغ پولى كه بدست آمد بين 300 تا 400 هزار ليره بوده و بيشتر آن هم به چنگ سربازان افتاد . نقل از جى . بى . فريزر در كتاب سفرى زمستانى جلد دوم . شرح فوق هرچند كه بدونشك اغراقآميز مىنمايد بسيار جالبتوجه است چون در زمان خود نويسنده اتفاق افتاده بوده است ( 1834 ) . ( 2 ) - M . de Blocqueville